محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
634
آثار عجم ( فارسى )
مجلسى كه در طرف دست چپ طاق است نيز بر سنگ سياه شفّاف صاف ، شكارگاهى ديگر نقش نمودهاند ؛ ارتفاع و عرض اين مجلس هم مثل مجلس سابق الذّكر است و اين شكارگاه خوك است و متجاوز از 70 صورت از مرد و زن است ؛ و قريب 150 صورت حيوان متفرّقه « 1 » و 5 كشتى كوچك را بر آب روان كردهاند كه در آن مردان و زنان بسيارند و در دو كشتى ، صورت پادشاه نقش آمده : در يكى پادشاهى است ايستاده ؛ كمانى در دست دارد مثل اينكه تير از كمان گذرانيده ؛ يعنى به جانب گرازان افكنده ، ثانيا مىخواهد تير ديگر به چلّهء كمان نهد و چنين مىنمايد كه زنان در كشتى ، در دست ، تير آماده كرده تا هر وقت پادشاه بخواهد ، به او بدهند . در كشتى ديگر نيز پادشاهى به هيأتى كه تير به كمان نهاده ، مىخواهد به جانب خوكان پرتاب نمايد و زنان ديگر ، در كشتيهاى مذكوره هستند كه ساز در دست و مشغول نوازندگيند و ساز آنها بيشتر چنگ مىنمايد و در كشتى بالاى آن عرصه ، صورت چند زن است كه دستك مىزنند و گويا در حالت رقص باشند ، براى اينكه پادشاه را حال ذوق و وجد پيدا شود ؛ و در اطراف شكارگاه ، فيلان بسيار آوردهاند از براى اينكه صيدها را راه فرار نباشد و فيلها آنها را در وسط رانند و بدين حيلت از تير مجروح شده ، بر زمين افتند و هر چه صيد مىكنند ، غلامان ، جسد آنها را برده ، بر پشت پيلان نهاده ، به طرف قصر و سراى پادشاه مىبرند . بالجمله ، صورت دو مجلس شكارگاه مذكور را در دو ورقه ، از روى نقشههاى بعض سيّاحان نقاش كشيدم ؛ يكى به نمرهء 46 و ديگرى به نمرهء 47 . [ 391 f ] از طاق بستان مذكور ، چند قدم گذشته ، ايوانى ديگر است به اندازهء 19 فوت « 2 » عرض و 35 فوت ارتفاع و 13 فوت عمق ؛ در زمين آن ، فرش از سنگ سياه كردهاند و بر ديوار وسط كه 7 فوت از زمين بالاتر است ، مجلسى است كه در آن ، صورت دو پادشاه را نقر نمودهاند كه لباس پادشاهى دربر دارند و كمربند زرّين بر ميان بسته و بر سر ، تاج نهادهاند و هر يك بر تاج ، پرى بسيار بزرگ نصب كردهاند و سرپيچى نيز دارند كه رشتهء آنها از پشت سرشان آويخته و مويهاى خشن انبوه ، از دو طرف بر سر دوش ايشان ريخته و موى ريش آنها كوتاه است ؛ و هر دو با هر دو دست ، قبضهء شمشير
--> ( 1 ) . حيوان متفرقه از قبيل فيل و گراز و چند ماهى قريب به كشتى و يك مرغابى نيز نزديك كشتى ديگر . امّا گراز از همه بيشتر است ؛ چنانچه از نقشه معلوم خواهد بود . ( 2 ) . فوت معنيش گذشت .